روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )
37
تاريخ هند ( فارسى )
ايالات شمالى و از مراكز توليد برنج و ابريشم و شوره قلمى ، تصرف شد . ناحيهاى كه تا روزگار كلايو ( Clive ) موجب توانمندى حكومت دهلى بود . كشمير در سال 1586 و اورسيا در سال 1595 مجبور به اطاعت شد . آنگاه حمله به سلطاننشينهاى دكن آغاز شد . پيش از مرگ اكبر برار و خاندش و بخشى از احمدنگر منضم شد . اكبر به هنگام مرگ سرزمينهاى وسيع واقع در فاصلهء خليج بنگال تا قندهار و بدخشان را در تصرف داشت . در درياى غرب سند و بندر سورات را مالك بود . در هند مركزى مالك الرقاب شناخته مىشد . ثروتمندترين و فعالترين و در ضمن وسيعترين سهم از مناطق هند شمال غربى را در اختيار داشت . شبكهء راهآبهها و راههاى شوسهشاهى ، شاهنشاهى او از بنگال تا دهلى را مىپوشاند . همزمان و همطراز با شاهنشاهى او شاهنشاهى صفويان در فلات ايران بود كه با شاهنشاهى تركهاى عثمانى در آن سو درگيرى داشت . كس ديگرى از نظر قدرت قابل مقايسه با او نبود . انبوهى از افراد جنگجو و آزموده داوطلب شمشير زدن در ركاب او بودند تا شايد از فقر و تنگدستى نجات يابند ، توانگر و صاحب آوازه شوند . منابع بنگال و منافع بازرگانى با خاورميانه در اختيارش بود تا هزينههايش را تأمين كند . تشكيلاتى متمركز داشت تا اعمال تسلط و فرمانروايى نمايد . چنين بود پايههاى حكومتى كه براى يكصد سال آرامش و صلح و رفاه را براى هند به ارمغان آورد . فرمانروايى اكبر ، به رغم ظاهر درخشان و شكوهمند ، اگر تنها بر اقليتى تكيه مىكرد شكننده و زودگذر بود . اين نكته ما را به دومين جنبهء شيوههاى سياسى او راهنمايى مىكند . جنبهاى كه او را از طبقهء فاتحان نظامى يك درجه بالاتر برده و از جمله پيشوايان بزرگ تاريخ مىشمارد . نبوغ رهبرى و پيشوايى به تنهايى كافى نيست . بايد با خلاقيت و آفرينش توأم شود تا بتواند اقوام گوناگون را چنان مسحور و جذب كند تا به ميل و رغبت همكارى نمايند . نه آن كه از ترس و بيم اطاعت كنند . اكبر نخست رهبر گروهى هندو - بيگانه ( مسلمان ) بود . امّا بعدها به عنوان پيشوا و رهبر مقبوليت عام پيدا كرد .